دانلود آهنگ محسن خوشروش به نام آینه

2 بازدید
0

محسن خوشروش آینه

دانلود آهنگ جدید محسن خوشروش به نام آینه

Download New Music Mohsen KhoshraveshAyene

محسن خوشروش آینه

دانلود آهنگ آینه با صدای محسن خوشروش

Previous track button
Large toggle button
Next track button
محسن خوشروش - آینه
00:00 / 00:00
Small toggle button
1.
6 آوریل 2021
لینک کوتاه

متن ترانه

انگیزه ام کشف نگاهش بود
در اعتصاب او زبان بستم
در کفش رزمم رازقی رویید
از جنگ او دیوانه برگشتم
در گریه های ساکت هر شب
در آینه چیزی شبیهم بود
یک روح پشت شیشه ی غمگین
در آینه چیزی به جز من بود
سیگار تلخش میشدم هر شب
در دستهای مثل زنجیرش
بی اختیار دلواپسش بودم
دلواپس لبخند شیرینش
لعنت به هر چه بودوهرچه هست
از مرزهایم بی هوا میرفت
من مات و مبهود نگاه او
دستش به دستش بی وفا میرفت
او به صدا از من گذر کردو
از دوی ناچاری رها کردم
در گیسوان مثل طاووسش
من رنگها را جابه جا کردم
لعنت به تاریخ جدا ماندن
در تبعیدگاه او زمان گگ شد
با ظلفهای مثل ابریشم
بر خون سرخم قوطه ور میشد
من تیربارانش شدم در جنگ
آتشفشانی در نگاهش بود
خ نم به روی دامنش میریخت
از بختت بد فرمانروایم بود نن هم شکارش میشد هردم
دامش مرا پاگیرتر میکرد
من مبتلا در دام چشمانش
عشقش مرا درگیرتر میکرد
لعنت به تقویم پریشانی
بر رعشگی های پس از رفتن
بر بغض و گریه کردن زهره
در کنج سلولش زبان بستن
این مردم گم گشته و بیمار
بر روی نرگس دسته میبردند
با کاسه ای دائما خالی
از عید سمی گشنه میمردند
لعنت به مغزم که جوابم کرد
مادر چرا گریان و افتادست
سیل و وبا در خانه های ما
بابا چرا در خانه ای دیگست
لعنت به سلولش بر این زندان
بر پیج و تاب جاده چالوس
بر بوسه های داغ تابستان
بر ماسه ای داغ اقیانوس
از کودکی هایم به روی تاب
تا هیجان لحظه ی اول
بر چای داغ مجلس ختمم
تا گریه های لحظه ی اخر
این مردم گم گشته و بیمار
بر روی نرگس دسته میبردند
با کاسه ای دائما خالی
از عید سمی گشنه میمردند
لعنت به مغزم که جوابم کرد
مادر چرا گریان و افتادست
سیل و وبا در خانه های ما
بابا چرا در خانه ای دیگست
لعنت به سلولش بر این زندان
بر پیج و تاب جاده چالوس
بر بوسه های داغ تابستان
بر ماسه ای داغ اقیانوس
از کودکی هایم به روی تاب
تا هیجان لحظه ی اول
بر چای داغ مجلس ختمم
تا گریه های لحظه ی اخر
من تیربارانت شدم در جنگ
از من گرفتی انتقامت را
تاآخرین سرباز جنگیدم
فرمانروایی کن جهانم را
در ابتدای لشکرت بودم
گردن زدی این گرگ رخمی را
در جنگ چشمانت زمستان شد
ها کن کمی این قلب قطبی را
لعنت به شبهای زمستانی
بر پرسه های بی پدر مادر
بهمن شدم در اوج شهریور
لعنت به دی به بهمن و آذر

اشتراک گذاری مطلب

نظر خود را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دانلود آهنگ جدید
کانال تلگرام صفحه اینستاگرام